على محمدى خراسانى
125
شرح كفاية الأصول (فارسى)
اصلا ذى المقدّمه ( يعنى حج ) واجب نيست تا امرى از آن به مقدّمهاش ترشّح كند و پس از حصول استطاعت كه امر به حج مىآيد و ذى المقدّمه واجب مىشود ، معقول نيست كه مجدّدا امرى هم به خود استطاعت تعلّق بگيرد و آن را واجب كند ؛ زيرا طلب حاصل است و محال است . و اما بر مسلك شيخ ، اگرچه قبل از حصول استطاعت هم وجوب حج آمده و اصل وجوب مقيّد به قيدى نيست و استطاعت هم مثل قطع مسافت و . . . شرط واجب و امتثال است ؛ لكن از نظر شيخ اعظم ، شروط واجب دو دسته مىباشند : دستهاى كه لازم التحصيل هستند . مثل مقدّمات وجوديّه نظير طهارت ، استقبال و . . . در نماز و دستهاى كه مفروض الحصول هستند و اگر اتفاقا اين مقدّمه موجود شد ، ذى المقدّمه بايد امتثال شود و گرنه تحصيل و ايجاد آن بر مكلّف واجب نيست . باز هم تا استطاعت حاصل نشده . وجوبى ندارد ؛ چون مفروض الحصول است . وقتى كه حاصل شد ، معنى ندارد كه از نو واجب بشود ؛ چون طلب حاصل است . پس باز هم ثمرهاى ظاهر نشد و بر هر دو مسلك استطاعت واجب نيست . قوله : نعم . مقدّمات وجوديّهء واجب مشروط : مقدماتى هستند كه در وجود واجب مشروط دخالت دارند و در لسان دليل هم ذكر نشدهاند و ايجاب بر آنها معلّق نشده است . مثلا قطع مسافت و ساير مقدّمات حجّ ( غير از استطاعت ) در اينجا ثمره ظاهر مىشود . شخصى چهار ماه به موسم حج مانده ، يقين دارد كه سه ماه ديگر مستطيع خواهد شد . در اينجا بر مسلك مشهور ، چون هنوز خود استطاعت در خارج موجود نشده ( و لو علم به آن آمده ) وجوب حج هم فعلى نشده ، پس تحصيل مقدّمات و آماده شدن براى حج از الآن لازم و واجب نيست . سه ماه ديگر كه مستطيع شد ، اگر ممكن بود حركت كند و حج بجا آورد و اگر امكان نداشت ، امسال از او ساقط است و به ذمّهاش مستقر مىشود و سال آينده بايد بجا آورد ؛ ولى بر مسلك شيخ اعظم ، همان چهار ماه قبل از موسم حج ، اصل وجوب حج فعلى و عملى مىشود و واجب و امتثال استقبالى مىگردد . اگر الآن وجوب ذى المقدّمه فعلى است ، پس انجام مقدّمات وجوديّه هم از هماكنون